فروردین خوش آمدید دوستان! درباره‌ی "فرد" می‌نویسم؛ حتا اگر مطلب اجتماعی از آب در بیاید. نوشته هایی که خودم نیست را با ذکر ِمنبع مشخص کرده ام و یا نظر دادن را بسته‌ام. برای ِدیدن ِلینک های ِبیشتر، در روزانه‌ها، روی ِ "همه‌ی روزانه‌ها" کلیک کنید. درخت ِعشق خواهم کاشت سیاهی یا سپیدی نه! تمام ِرنگ‌ها را دوست خواهم داشت! tag:http://ashteroh.mihanblog.com 2017-08-20T13:13:53+01:00 mihanblog.com اثاث‌کشی 2016-05-22T03:09:59+01:00 2016-05-22T03:09:59+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/67 فروردین ... این‌جا  به‌روز نخواهد شد. اثاث‌کشی کردم به این‌جاپیشاپیش خوش‌آمدید. لینک‌ دوستان رو هم به مرور منتقل می‌کنم. این‌جا  به‌روز نخواهد شد. اثاث‌کشی کردم به این‌جا

پیشاپیش خوش‌آمدید.
لینک‌ دوستان رو هم به مرور منتقل می‌کنم.
]]>
شبکه 2015-10-23T07:53:06+01:00 2015-10-23T07:53:06+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/65 فروردین ... هر روز یک سری داده‌ها (=دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده‌ها و خلاصه: تجربه‌های هر روزمره) وارد ِمغزمان می‌شوند و آن داده‌ها را با دیدی که به دنیا نگاه می‌کنیم و استانداردهایی که برای زنده‌‌گی‌مان داریم، پردازش می‌کنیم و نتیجه‌اش می‌شود همین آدمی که هستیم؛ با همه‌ی رفتارهایی که با دیگران داریم و چیزهایی که می‌گوییم و روحیاتی که داریم و چیزهایی که به خودمان می‌گوییم و فکر می‌کنیم. شاید یکی از چیزهایی که بین ِآدم‌ها فاصله می‌اندازد این است که اولا داده‌هایی که وارد ِذهن ِمن و شمای نوعی می‌شو هر روز یک سری داده‌ها (=دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده‌ها و خلاصه: تجربه‌های هر روزمره) وارد ِمغزمان می‌شوند و آن داده‌ها را با دیدی که به دنیا نگاه می‌کنیم و استانداردهایی که برای زنده‌‌گی‌مان داریم، پردازش می‌کنیم و نتیجه‌اش می‌شود همین آدمی که هستیم؛ با همه‌ی رفتارهایی که با دیگران داریم و چیزهایی که می‌گوییم و روحیاتی که داریم و چیزهایی که به خودمان می‌گوییم و فکر می‌کنیم.

شاید یکی از چیزهایی که بین ِآدم‌ها فاصله می‌اندازد این است که اولا داده‌هایی که وارد ِذهن ِمن و شمای نوعی می‌شود فرق می‌کند. دوما استانداردهایی که برای زنده‌گی داریم  با دیگران فرق دارد. شاید درباره‌ی مسائلی اطلاعاتی وارد ِذهن ِدوستم شده باشد که من کلا از آن موضوع بی‌خبر باشم؛ یعنی حتا در آن باره هیچ داده‌ای در ذهن ِمن نباشد (شاید من در حلقه‌های ادبی نبوده باشم، پس دیدم هم نسبت به ادبیات با یک دوست ِادب‌دوست فرق می‌کند)

]]>
شوخی‌‌جدی 2015-10-15T17:23:02+01:00 2015-10-15T17:23:02+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/64 فروردین ... گاهی شوخی‌شوخی جدی‌ترین حرف‌های‌شان را به آدم می‌زنند.

گاهی شوخی‌شوخی جدی‌ترین حرف‌های‌شان را به آدم می‌زنند.

]]>
پدر ِخوب 2015-09-23T05:56:16+01:00 2015-09-23T05:56:16+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/62 فروردین ... از نشانه‌های مدیر و مدبر بودن ِشاه عباس یکی‌اش این بوده که از بین ِپسراش، حتا یکی‌شونوسالم باقی نذاشته که بتونه جانشین ِخودش کنه.

از نشانه‌های مدیر و مدبر بودن ِشاه عباس یکی‌اش این بوده که از بین ِپسراش، حتا یکی‌شونوسالم باقی نذاشته که بتونه جانشین ِخودش کنه.

]]>
ببین ره از کجاست تا به کجا 2015-09-01T05:09:56+01:00 2015-09-01T05:09:56+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/61 فروردین ... چند سال پیش به همراه گروهی از اساتید دانشگاه برای بازدید یکی از بزرگترین و معتبر ترین دانشگاه های دنیا راهی استرالیا شدیم . در جلسه معارفه طرفین ، یکی از اعضای هیئت ایرانی به معرفی پرداخت و هنگام معرفی هر فرد ، ضمن اعلام عنوان آکادمیک هر کس بخشی از رزومه کاری او را نیز توضیح می‌داد . مثلا می‌گفت آقای دکتر و یا بعضا پروفسور ..... فارغ التحصیل از دانشگاه برکلی آمریکا که هم‌اکنون علاوه بر مسئولیت فلان مسئولیت بهمان را نیز دارند و .... . سپس می‌رفت سراغ نفر بعدی ، دکتر ِبعدی و پروفسور ِبعدی و چند سال پیش به همراه گروهی از اساتید دانشگاه برای بازدید یکی از بزرگترین و معتبر ترین دانشگاه های دنیا راهی استرالیا شدیم . در جلسه معارفه طرفین ، یکی از اعضای هیئت ایرانی به معرفی پرداخت و هنگام معرفی هر فرد ، ضمن اعلام عنوان آکادمیک هر کس بخشی از رزومه کاری او را نیز توضیح می‌داد . مثلا می‌گفت آقای دکتر و یا بعضا پروفسور ..... فارغ التحصیل از دانشگاه برکلی آمریکا که هم‌اکنون علاوه بر مسئولیت فلان مسئولیت بهمان را نیز دارند و .... . سپس می‌رفت سراغ نفر بعدی ، دکتر ِبعدی و پروفسور ِبعدی و به همین ترتیب در مدح و ثنای همکاران خود توضیح میداد . شاید بدون اغراق معرفی شش نفر حدود بیست دقیقه طول کشید .
نوبت به رئیس دانشگاه استرالیایی رسید . ظرف مدت کمتر از یک دقیقه خود و حدود ده نفر دیگر از همکاران خود را معرفی کرد . من پیتر هستم رئیس دانشگاه ]]>
سعدیا 2015-09-01T04:28:31+01:00 2015-09-01T04:28:31+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/60 فروردین ... یاد دارم که در ایام ِطفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع[= حریص] ِزهد و پرهیز. شبی در خدمت ِپدر -رحمة الله علیه- نشسته بودم و همه‌شب دیده بر هم نبسته، و مصحف عزیز بر کنار گرفته، و طایفه ای گرد ِما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد! چنان خواب ِغفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند گفت جان ِپدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین ِخلق افتی! نبیند مدعى جز خویشتن را که دارد پرده‌ی پندار در پیش گرت چشم ِخدا بینى ببخشند نبینى هیچ‌کس عاجزتر از خ

یاد دارم که در ایام ِطفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع[= حریص] ِزهد و پرهیز. شبی در خدمت ِپدر -رحمة الله علیه- نشسته بودم و همه‌شب دیده بر هم نبسته، و مصحف عزیز بر کنار گرفته، و طایفه ای گرد ِما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد! چنان خواب ِغفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند گفت جان ِپدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین ِخلق افتی!

نبیند مدعى جز خویشتن را
که دارد پرده‌ی پندار در پیش
گرت چشم ِخدا بینى ببخشند
نبینى هیچ‌کس عاجزتر از خویش

گلستان سعدی - باب دوم در اخلاق درویشان


http://goo.gl/fNQiJs
]]>
آرامش 2015-08-03T18:33:38+01:00 2015-08-03T18:33:38+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/59 فروردین ... اصولن آدمیزاد با بعضی نفرات نه باید حرف بزنه و نه جواب‌شونو بده و نه خودشو مخاطب‌شون فرض کنه؛ حتا از دور و مجازی. این‌طوری سنگین‌تره.

اصولن آدمیزاد با بعضی نفرات نه باید حرف بزنه و نه جواب‌شونو بده و نه خودشو مخاطب‌شون فرض کنه؛ حتا از دور و مجازی.
این‌طوری سنگین‌تره.

]]>
سوات! 2015-07-25T15:39:47+01:00 2015-07-25T15:39:47+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/58 فروردین ... بی‌سواد حسابت کنند به‌تر از اینه که به خاطر ِتحصیلاتت عزیز ِکسی بشی.

بی‌سواد حسابت کنند به‌تر از اینه که به خاطر ِتحصیلاتت عزیز ِکسی بشی.

]]>
توافق 2015-07-14T14:49:45+01:00 2015-07-14T14:49:45+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/57 فروردین ... امروز روز ِخوبی بود. وقتی یک مشکل از هزار-و-یک مشکل ِاین مردم به سمت ِحل‌شدن می‌ره، جای خوشحالی داره.   پانوشت نامربوط: هری پاتر و سنگ جادو (2001) رو بعد از سال‌ها دوباره دیدم. بامزه‌تر از قبل به نظرم آمد. همین‌طور: هری پاتر و تالار اسرار(2002). امریکن بیوتی هم فیلم ِبی‌خودی بود. شیفت‌دلیت گرفتم و فرستادم رفت پی کارش.

امروز روز ِخوبی بود.
وقتی یک مشکل از هزار-و-یک مشکل ِاین مردم به سمت ِحل‌شدن می‌ره، جای خوشحالی داره.

 

پانوشت نامربوط: هری پاتر و سنگ جادو (2001) رو بعد از سال‌ها دوباره دیدم. بامزه‌تر از قبل به نظرم آمد. همین‌طور: هری پاتر و تالار اسرار(2002). امریکن بیوتی هم فیلم ِبی‌خودی بود. شیفت‌دلیت گرفتم و فرستادم رفت پی کارش.

]]>
سینمای ِخوش‌حال 2015-05-01T06:09:37+01:00 2015-05-01T06:09:37+01:00 tag:http://ashteroh.mihanblog.com/post/56 فروردین ... چیزی که درباره‌ی سینمای ِکودک خیلی دوست دارم اینه که توی این‌جور فیلما غم‌وغصه خیلی کمه. معمولن فیلم‌های شادی هستن. آدما داخلش خیلی مهربون و انرژیک هستن و مهم‌تر از همه این‌که اغلب پایان ِخوشی دارن. و بعد از تمام شدن ِفیلم چیزی که درباره‌ی سینمای ِکودک خیلی دوست دارم اینه که توی این‌جور فیلما غم‌وغصه خیلی کمه. معمولن فیلم‌های شادی هستن. آدما داخلش خیلی مهربون و انرژیک هستن و مهم‌تر از همه این‌که اغلب پایان ِخوشی دارن. و بعد از تمام شدن ِفیلم ]]>