1394/01/13  02:42 ب.ظ    ویرایش: 1394/05/4 12:55 ق.ظ

یکی از اتفاق‌هایی که تقریبن توی همه‌ی سفرها اتفاق می‌افته اینه که یه مسافر فقط بخش ِکمی از وسایل‌ش رو با خودش می‌بره و بخش ِعمده‌ی وسایلش رو جا می‌ذاره. خود ِاین نشانه‌ای از اینه که به اکثر ِوسایلی که داره، نیاز نداره. یا اگه نیاز داره، اولویت ِپایینی توی زندگی‌ش داره.

البته ممکنه کوتاهی ِسفرها علت ِاین سبک‌باری باشه ولی حتا پربارها هم نمی‌تونن همه‌چی رو به خودشون ببرن. من که وقتی بعد از مدتی دوباره به وسایلم نگاه می‌‌کنم تازه یادم می‌افته که چه وسایل و خرت‌وپرت‌هایی دارم. انگار اکثر ِوسایلم حتا این‌قدر ارزش ندارن که توی ذهنم بمانند. بخشی‌ ازین وسایلو میشه بازم جلو کشید و استفاده کرد در حالی که شاید بخشی ِاین وسایل ِاضافی کار ِدیگرانو راه بیندازن؛ شاید هدیه‌ی بامزه‌ای برای کسی باشن. کتاب ِالهام‌بخشی برای کسی باشن. شاید جزوه‌ی کارراه‌اندازی باشن. شاید فیلم‌هایی باشن که کسی از دیدن‌شون لذت ببره.

بخشی‌ش رو واقعن می‌شه هدیه و یادگاری داد، بخشی‌ش هم البته دور ریختنی‌ه. درباره‌ی یکی از مینی‌مالیست‌ها می‌خوندم که ده هزار تکه از وسایلی که دیگه نیازی به‌شون نداشته ، به دیگران بخشیده. البته شاید لازم نباشه دل به دریا بزنیم و به این شدت کاری کنیم ولی چیزی که روشنه این وسایل ِاضافی در به‌ترین حالت- احتمالن زمانی، نیازی رو برطرف کردن ولی الزامن الآن همون کارکرد رو برای ِصاحب‌شون ندارن. فقط کارشون شلوغ کردنه محیطه. با نبودن ِیک سری از این وسایل هیچ اتفاقی برای ِهیچ‌کس نمی‌افته.

یکی از اصول ِدکوراسیون ِمینیمالیستی همینه که تا اون‌جا که می‌شه وسایل رو باید توی کمدها جا داد. برای این که بعد از مدتی وسایلی که فقط انبار شده‌اند خودشونو نشون بدن و یه فکری به حال‌شون بشه.

پانوشت بی‌ربط: "مرگ ِیزدگرد" فیلم خیلی خوب بود. گرانش (Gravity) هم همین‌طور.


   


نظرات()  
پیسکو
1394/01/13 03:00 ب.ظ
اتفاقا همین چند وقت پیش کلی وسیله گذاشتم کنار بدم به کسایی که نیاز دارن
پاسخ فروردین ... : خیلی خوبه

فروردین

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic