تبلیغات
فروردین - فرد و جمع
1392/01/25  10:58 ق.ظ    ویرایش: 1392/12/22 05:41 ب.ظ

1 داوطلبانه بودن

بیایید برتر دانستن ِفرد بر جمع را،فردگرا بگوییم و مقدم دانستن ِجمع بر فرد را جمع گرا.احتمالا موافقید كه عضویت در یك گروه وقتی ارزشمند است كه داوطلبانه باشد. یعنی داوطلبانه بودن یك ویژگی ِاصلی است.

كاملا ممكن است كه كسی، گروه یا جمعی را كه به آن اعتقاد دارد را از خودش برتر بداند.منافع ِآن جمع را مقدم ِبر منافع ِخودش بداند.خودش را برای ِآن هزینه كند.به هر حال این كاملا احتمال دارد. یعنی من و شما كسانی را می شناسیم كه در راه ِكشور و یا حزبشان و عقیده شان حتا كشته شده اند.به هر حال هر یك از ما به هر باند/گروه/فرقه ای كه نگاه ِمثبتی داشته باشیم،چنین كسانی را می شناسیم.

حالا یك سطح پایین تر بیاییم. كسی را فرض كنید كه

با سه تن ِدیگر در یك اتاق زندگی می كند.فرض كنید كه او فردی مداراگر و چشم پوش است كه به راحتی اجازه می دهد كه دیگران از وسایلش استفاده كنند.گویی وسایلش برای ِهمه است.شبیه ِحالتی كه زندگی ِ"كمونی"(اشتراكی) نامیده می شود. او جمع ِساكنان ِآناتاق را به خودش ترجیح داده. احتمالا باز هم موافق هستید كه به اشتراك گذاشتن ِوسایل ِاو در آن اتاق تا لحظه ای ارزشمند است كه دیگران این كار ِاو را وظیفه ی او به شمار نیاورند.یعنی ویژگی ِ" داوطلبانه بودن" باید برقرار باشد. ایثار و گذشت و مدارا ووو وقتی قابل ستایش است كه آن فرد وادار به گذشت و از خودگذشتگی نشده باشد. و احتمالا موافقید كه برای ِاتاق های ِدیگر چنین الزامی نیست.دیگران (چه در آن اتاق و چه خارج از آن)می توانند این كار را نكنند.

الف:چون كار ِاو داوطلبانه است،اشتراك ِاموال برای ِاو نوعی فضیلت به شمار می رود.

اما آیا عكس ِاین گزاره را هم می توان به همین راحتی تایید كرد؟:

ب: به اشتراك گذاشتن ِاموال كار ِخوبی است ،پس همه باید وسایلشان را در همه ی اتاق ها به اشتراك بگذارند.

قطعا خیر.چون ویژگی ِداوطلبانه بودن را از دست داده.به نظر ِمن سیستم های ِفرقه ای و عقیدتی (چه بزرگ و چه كوچك) هم همین طورند.

2 قوانین ِموقت

حالا گر فرض كنیم كه آن جا نه یك اتاق،كه یك كشور است و آن فرد هم نه با سه فرد كه با ملیون ها كس ِدیگر زندگی می كند،باز هم جمع گرایی وقتی ارزشمند است كه داوطلبانه باشد.در نمونه ی كشور (و همچین مثال ِ اتاق)یك محدودیت ِدیگر هم هست. چنین نظم هایی محدودیت ِزمانی هم دارند. یعنی فرزند ِآن فرد هیچ تعهدی ندارد كه چون پدر یا مادر او خواسته اند جمع گرا زندگی كنند،او هم باید چنین كند. حتا نسل ها هم چنین تعهدی به هم ندارند.ممكن است خود را متعد به تعهد ِپدر/مادرش بداند یا خیر.آن نوع زندگی یك زندگی ِموقتی است. قوانین اش نمی تواند دائمی باشد.ممكن است عمرش در حد ِیك نسل برقرار باشد.یا حداكثر ده ها سال.اگر این طور بود نسل ِاول ِهر قومی آزادترین انسان ها بودند و نسل های ِبعدی همگی اسیر ِتصمیمات ِنسل های ِقبلی.و كسی مالك ِچیزی نبود. اگر چنین الزامی وجود داشته باشد،نه تنها داوطلبانه نیست،بلكه ستم است.

3 چند نمونه

مثال ِآلمان ِشرقی را در نظر بگیرید. بخشی از جامعه ی آلمان ِشرقی خواهان ِزندگی ِاشتراكی بودند. و حق داشتند كه آن طور زندگی كنند و طبیعتا بخشی از مردم هم خواهان ِمالكیت ِفردی بودند. اما حاكمان در آلمان ِشرقی و استالین در روسیه ،روش ِگزاره ی ب را اجرا كرد. بقیه ی مردم را وادار به چنان زندگی ای كردند. حتا به قیمت ِجانشان.

كمونیست نیستم اما معتقدم كسانی كه داوطلبانه كمونیست شدند انسان های ِقابل ستایشی بوده اند.اگر آن ها در آن زمان،در كشورشان، جامعه ای را تشكیل می دادند و اشتراكی زندگی می كردند و به دیگران هم این حق را می دادند كه نخواهند اشتراكی زندگی كنند،احتمالا امروز كمونیست بودن یك فضیلت حساب می شد.اگر ذهن و تئوریشان به آن ها اجازه می داد كه در یك جامعه ی آزاد،كمونی زندگی كنند،امروز تعداد ِكمونیست ها خیلی بیشتر بود.

مثال "ِاهل ِصفه" را در نظر بگیرید. عده ای كه در زمان ِپیغمبر از مهاجرین بودند و زندگی شان در مكه را از دست داده بودند و در مسجد ِمدینه زندگی می كردند.زندگی ِبرادرانه و گروهی ِآن ها بسیار اخلاقی و قابل ستایش است (ویژگی ِداوطلبانه بودن) .ولی قابل ِنسخه پیچیدن برای ِسراسر ِتاریخ نیست.نمی شود مردم را وادار كرد كه اموالی نداشته باشند.پس از چند دهه دیگر اهل ِصفه ای وجود نداشت و آن زندگی به شكل های ِصوفیانه اش درآمد.(ویژگی ِموقتی بودن). نسل های ِبعدی چنین روشی را روا ندانستند،بی آن كه الزاما انسان های ِبدی بوده باشند.

مثال ِوقف را در نظر بگیرید. اصلا چرا یك كار ِیك شمرده می شود؟ چون داوطلبانه است.

4  سخن ِپایانی

به هر حال هركس كه به فكر ِحكومت/زندگی ِجمع گراست یا چنین اندیشه ای در سر دارد،باید برای ِحفظ این دو ویژگی چاره ای كند. حتا اگر فرقه/مذهب/حزب/گروه/باند/مرام ِخودش را بهترین ِممكن بداند، پس از چند سال آن اعتقاد به دیگران به ارث می رسد و دیگر داوطلبانه نخواهد بود. و در نتیجه فضیلتی هم نخواهد بود.

انجام و وادار كردن ِدیگران به یك كار ِغیر ِداوطلبانه فضیلتی نیست و بنا كردن ِحكومت و جامعه ای موقتی هم هنری نیست.

   


نظرات()  
oscarkovacevic.snack.ws
1396/04/30 11:13 ب.ظ
Awesome blog! Do you have any tips for aspiring writers?
I'm planning to start my own site soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There
are so many options out there that I'm totally overwhelmed ..

Any ideas? Bless you!
http://clemmiemismit.hatenablog.com/
1396/04/29 01:32 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here different web page and thought
I might check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to looking over your web page repeatedly.
jolineneeb.jimdo.com
1396/04/28 09:41 ب.ظ
Hello, yup this post is truly pleasant and I have learned lot of things from it on the topic of blogging.
thanks.
http://lyingzone121.hazblog.com
1396/04/28 06:33 ب.ظ
Thanks very nice blog!
wakefulcity1947.snack.ws
1396/04/28 10:15 ق.ظ
I delight in, result in I found exactly what I used to be taking a look for.
You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a great day.

Bye
pottsjldiybfsee.jigsy.com
1396/04/26 09:06 ق.ظ
I'm curious to find out what blog platform you're
utilizing? I'm having some small security issues with my latest blog and I'd like to find something more
safeguarded. Do you have any solutions?
https://regeniashaben.wordpress.com
1396/04/24 01:46 ق.ظ
I used to be suggested this website via my cousin. I am no longer sure whether this put up is written through
him as no one else recognise such unique approximately my difficulty.
You are wonderful! Thank you!
محمد حسین
1392/02/19 08:19 ق.ظ
سلام از این که لینک یک نویس را در وبلاگ خود قرار داده اید متشکریم
سینا
1392/02/12 09:45 ب.ظ
بله موافقم داوطلبانه بودن یه مزیت محسوب میشه.
برا اینکه دیگران نظرات و مرام ما رو قبول کنن باید باهاشون حرف و زد و با دلیل و مننطق قانعشون کرد
هنگامه
1392/02/11 04:02 ب.ظ
مچکرم، روز کارگر هم برای شما مبارک
صفورا
1392/02/11 11:00 ق.ظ
سلام خوبی
فردا روز معلمه روزم مبارک
پاسخ فروردین ... : صد البته!
ایشالا كه موفق باشین
دنیای ضرب المثل انگلیسی
1392/02/8 09:39 ق.ظ
چشم دوست عزیز تنبلی میکنم یکم :)
امیر
1392/02/5 02:01 ب.ظ
در ظمن لینک شدی در
chavoshiahang.ir
chavoshiahang.mihanblog.com
amirhekayat.mihanblog.com
اگه دیدی یکی با chavoshiahang.ir برات نظر فرستاد منم...
یعنی amirhekayat.mihanblog.com
امیر
1392/02/5 01:57 ب.ظ
واقا جالب بود.....
Critical Minds
1392/01/31 11:12 ب.ظ
اجبار آیا همیشه نا درست نیست ؟
كلمه و عمل اجبار در هر صورت در یك جامعه مدرن عقلی و علمی ، نادرست است .
شما اول نوشته بخوبی اجبار را شكافته ای و اما در ادامه بخصوص مثال اوردن ها ، افت كرده و در مقایسه كار را خراب تر كرده ای ..
چرا شما مثل خمینی حرف می زنی ، من ورزشكار نیستم اما ورزشكارها را دوست دارم ، شما هم كمونیست نیستی و اما كمونیست ها را دوست داری .ع؟
اه امیدوارم كه مخلص ان آخوند كراواتی كه اول شهید شد و بعد به مرگ خودش در بیمارستانی در لندن در گذشت ، نباشی كه واضاع پس معركه می شود
پاسخ فروردین ... : بحث،بحث ِدوست داشتن نیست. بحث ِاین است كه هر كس محترم است.چه كمونیست و چه ناكمونیست
امیر
1392/01/31 12:56 ب.ظ
اشکان عزیز متاسفانه من میلم رو خیلی زود به زود باز نمیکنم....به همین دلیل پیشنهاد من تما از طریق نظرلت وبه......
اشکان عزیز اگه موافقی لطفا تو برای وبلاگ به جای داستان کوتاه جملات زیبا از بزرگان رو بذار.....
لطفا نظرتو در باره ملات زیبا از بزرگان رو بهم اطلاع بده....
پاسخ فروردین ... : من با جمله بیشتر موافقم

و این كه به نظرم اگه می خوای وبلاگ ِجالب تری داشته باشی باید تولید محتوا داشته باشی. یه جنبه اش اینه كه از خودت بنویسی، و جنبه بعد اینه كه از خارج از وبلاگستان مطلب وارد وبلاگستان كنی. درباره اون وبلاگ یعنی داستانك هایی از كتاب ها نوشته بشه

من برای جمله سعی می كنم این طوری باشه
اون "پس از توفان" چطور بود؟از خودم نوشتمش.
صفورا
1392/01/29 10:31 ق.ظ
متاسفانهدر جامعه ما خیلی ا عقاید به دیگران تحمیل میشه فرزندان یه خانواده باید مذهبی رو بپذیرن که غیرداوطلبانه بوده
پاسخ فروردین ... : درسته بله
البته همش هم درباره مذهب نیست
شامل فرهنگ و خیلی چیزها میشه و انحصاری هم به جامعه ی ما نداره
الزاما هر اجباری هم بد نیست ولی ارزش كار رو كم می كنه
مرسی از حضورتون
صفورا
1392/01/29 10:24 ق.ظ
سلام خوبی
ببخشید لپ تاپم مشکل پیدا کرده نتونستم سر بزنم
پیشتهاد وبیت چی بود
1392/01/28 03:52 ب.ظ
امیر حکایت
برای تایید لطفا از طریق تنظیمات وب عمل کن....
در ظمن فعلا برای سوالت جوابی ندارم...
راستی داستانک هات رو میتونی از آدرس زیر تهیه کنی
http://www.asriran.com/#asriran2
امیر
1392/01/28 03:19 ب.ظ
ببخشید.....کدوم سوال؟؟؟؟؟؟
منتظرتم.....
بالاخره موافقی باهام همکاری کنی؟
اگه موافقی یوزر و پسورد مورد نظرتو برام بفرست
با تشکر.....
راتس آدرسسایتم هم اینه .....
chavoshiahang.ir
پاسخ فروردین ... : سلام
موافقم بله
داخل ِ http://amirhekayat.mihanblog.com/ برات نظر گذاشتم(تدر قسمت ِماس با ما)
هنگامه
1392/01/28 03:04 ب.ظ
حقیقتی هستش این ماجرا!

ولی خب اگر به یه جامعه بزرگ نگاه کنی می بینی که برای ایجاد نظم و پیشرفت نیاز به قوانینی هست و اون قوانین چیزایی هستن که نمی تونن همیشه داوطلبانه انجام بشن. منظور اینکه کمونیست ها می تونستن قدیس های موقتی باشن (همونطور که گفتی) ولی این استراتژی داوطلب بودن مطلق مطمئنا در نهایت با شکست مواجه می شه.

چقد حرف زدم
پاسخ فروردین ... : سلام
منظورم دقیقا قانون نبود. این بود كه اداره ی جوامعی در حد كشور رو با اجتماعاتی در حد ِگروه/فرقه و مرام هایی كه نمی تونند همه ی مردم رو شامل بشوند امكان پذیر نیست چون...
حداقل دو دلیل به نظرم رسید كه نوشتنم
بله چیز ِمطلقی نیست
خوشحال شدم
فرزانه
1392/01/26 03:00 ب.ظ
سلام
به نظر من حتی در این کارهای داوطلبانه یک اراده معطوف به قدرت وجود دارد .
بنابراین نمی شود همین طور به ستایش آنها پرداخت
پاسخ فروردین ... : درست است.قبول دارم
بحث ِمن این است كه كار ِناداوطلبانه ارزشی ندارد.چه برسد به این كه بنا باشد آن را مبتا فرض كنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

فروردین