1393/09/13  02:12 ق.ظ    ویرایش: 1393/12/7 03:17 ب.ظ
توسط:

به بهانه‌ی طبقه‌ی حساس ِ کمال ِتبریزی

طبقه‌حساس فیلم ِقشنگی بود. اگر ندیده‌اید دیدن‌اش را پیش‌نهاد می‌کنم. تبریزی باز هم سراغ ِسوژه‌ای رفته که مرا یاد ِمارمولک انداخت.

نمی‌دانم درباره‌ی غیرت چه نظری دارید. شاید اگر کلمه‌های ِجالب‌تری به جای‌اش بگذاریم، بیش‌تر متوجه شویم که در زندگی‌مان چه‌قدر با این موضوع درگیریم. کلمه‌هایی که وسعت ِاین مفهوم را به‌تر نشان دهند.

در نگاه ِاول وقتی کسانی جزو ِ دوستان و نزدیکان و حتا  آشنایان ما قرار می‌گیرند، نسبت به اتفاق‌هایی که برای‌شان اتفاق می‌افتد حساسیت پیدا می‌کنیم. کسانی که با آن‌ها احساس ِنزدیکی می‌کنیم؛ نه به خاطر ِنسبت ِشناس‌نامه‌ای‌شان، بلکه به خاطر ِنسبت ِقلبی‌شان.

این حس هم البته بسته به روحیات ِمختلف ِآدم‌های مختلف متفاوت است، هر کس به اندازه‌ای. جنسیت هم نمی‌شناسد. الزامن فقط به مسایل شخصی هم مصداق ندارد. به عبارتی، هر کس نسبت به کسانی که دوست‌شان دارد، حساسیت دارد اما کم و زیاد بودن ِاین حساسیت حالت ِطیفی و نسبی دارد. عده‌ای بیشتر حساسیت به خرج می‌دهند و عده‌ای کم‌تر. بعضی بیشتر روی ِدیگران حس ِمالکیت پیدا می‌کنند و بعضی کم‌تر. بعضی بیشتر اهل ِدخالت هستند و بعضی کمتر، برخی بیشتر اهل ِخشونت‌اند و بعضی کم‌تر. بعضی بیش‌تر مسایل را به خودشان مربوط می‌دانند و بعضی کمتر. بعضی کمتر اجتماعی هستند و بعضی بیش‌تر. مثلن حساسیتی که کسی درباره‌ی فقر ِیک انسان ِناشناس به خرج می‌دهد یا واکنشی که به ضایع شدن ِ یک حق نشان می‌دهد هم از جنس ِاین حساسیت‌هاست.

اسم ِحساسیت نسبت به کسانی که دوست‌شان داریم، را می‌شود گذاشت غیرت (تعریف ِاول: محوریت ِعلاقه). یعنی حسی که از علاقه و دل‌سوزی نسبت به افراد ِمورد ِعلاقه‌مان ایجاد می‌شود. کس یا کسانی که محور ِتوجه ِیک نفرند و بقیه‌ی عالم در اولویت‌های ِبعدی‌اند. چه بشناسیم‌شان و چه نشناسیم.

البته غیرت را طوری تعریف کرد که بیش‌تر به رسم و رسوم مربوط باشد. این‌که مثلن جامعه (1) از یک مرد/پسر توقع دارد که چه رفتاری با کسان‌اش (خانواده، همسر، معشوق ووو) داشته باشد و در ضمن، واکنش‌هایی که از یک مرد باید در مقابل ِرفتار ِدیگران با کسان‌اش داشته باشد. یا حتا توقعی که جامعه از یک سیاست‌مدار. روشن‌فکر، روحانی، و یک انسان ِبانفوذ دارد تا او درباره‌ی بعضی مسایل کاری بکند یا حرفی بزند یا موضعی بگیرد. (تعریف ِدوم: محوریت ِتوقع ِجامعه)

این تعریف ِدومی با تعریف ِاول فرق‌های ِمهمی دارد. در تعریف ِاول، حسایت عملی اختیاری نیست و پیامد ِناخواسته‌ی محبت و علاقه است اما تعریف ِدوم اختیاری است. اگر حساسیت یا حسادت‌های ِکسی از جنس ِتعریف ِاول باشد، باید گفت او اصلن انتخاب نکرده که حساس و غیرتی باشد، تا جلوی ِخودش را بگیرد و یا نگیرد. او وقتی به کسانی علاقه پیدا کرد، خودبه‌خود، روی ِآن‌ها حساسیت هم پیدا کرده. دخالت می‌کند، امر و نهی کند. شاید خودش هم نداند چرا. برای‌اش بدیهی است که باید این کار را بکند. حتا اگر برای ِدیگران بدیهی نباشد. چیزی که در فیلم‌های ِکیمیایی می‌بینیم.

نکته‌ی مهم‌تر این است که در تعریف ِاول، حساسیت ِروی ِیک نفر به خاطر ِکسی است که مورد ِعلاقه قرار گرفته (معشوق،هم‌سر، مظلوم، تهی‌دست، فرودست و یا هر اسم ِدیگری)، اما در دومی، معشوق اصلن موضوعیت ندارد. یعنی در این نوع از غیرتی‌بودن، اصلن مهم نیست که کسی که نسبت به او حساسیت و غیرت به خرج داده می‌شود، واقعن دوست داشته‌شود و محترم دانسته شود. مهم توقع ِجامعه است.

کسی که با تعریف ِاول غیرتی است، هم مداخله‌گر است و هم ملاحظه‌کار است، چون نمی‌خواهد مزاحم باشد. به طرف ِعلاقه‌اش محبت می‌کند. نیت ِکمک دارد، حتا اگر کارهای ِاشنباه و دخالت‌های ِبی‌جایی کند. شاید می‌خواهد خودش را بیش‌تر در دل ِکسی جا کند. دوست دارد وضعیت ِکسی را بهتر کند. نمی‌خواهد جزو ِبی‌تفاوت‌ها حساب‌اش کنند.

اما و صد اما! مردی که مثلن به هم‌سرش غیرتی از جنس ِتعریف ِدوم دارد، الزامن همسرش را دوست ندارد، بلکه او غیرت به خرج می‌دهد چون که جامعه (1) چنین توقعی از او دارد. به خاطر ِحرف ِمردم و رسم‌ورسوم. این تفاوت دقیقن چیزی است که تبریزی در این فیلم روی‌اش دست گذاشته. چیزی که از زبان ِحاج‌آقا کمالی (رضا عطاران) می‌شنویم. مردی که هم‌سر و فرزندان‌اش را داخل ِآدم حساب نمی‌کند، احترام نمی‌گذارد، گوش به هیچ حرفی نمی‌دهد، توهین می‌کند، ملاحظه‌کاری نمی‌کند اما غیرتی است، حساس است ؛ به یک دلیل: حرف ِمردم. حتا پا را از شرع هم فراتر می‌گذارد. دلیلی که فقط بهانه‌ایست برای ِغیرت‌ورزی‌اش.

مانند ِیک سیاست‌مدار که پس از اتفاق افتاد ِحادثه‌ای حس می‌کند که باید موضع‌گیری کند. برای ِجلب ِنظر ِهوادارانش، برای ِجانماندن از قافله و یا جاکردن ِخودش در استانداردها.

مثل ِروزنامه‌نگاری که در روزنامه‌ی یک ارگان ِدولتی کار می‌کند و باید درباره‌ی ارگان‌اش غیرت داشته باشد. مانند ِهواداری ِیک آدم ِعادی که خود را ملزم می‌داند که از یک سیاستمدار، یا یک شاعر و روشن‌فکر ِدرگذشته دفاع کند. چیزی که شاید بشود اسم‌اش را دفاع ِزبانی (و نه واقعی) گذاشت. چرا که اگر او این‌کار را نکند شاید جامعه دیگر او را متعهد(در ادبیات ِچپ‌ها)، متدین و ارزشی(در ادبیات ِاسلام‌گرایان)،  ووو حساب نکنند. برای ِاین‌که نکند جامعه دیگر او را روشن‌فکر نداند. نکند جامعه فلان یا بهمان برداشت را بکند. نکند جامعه مرا اصولگرا/اصلاح‌طلب نداند. کسی را فرض کنید که یک جمله در میان درباره‌ی اعراب جک و متلک می‌سازد، اما تا موضوع ِفلسطین به میان بیاید غیرت‌ ِایمانی‌اش شکوفا می‌شود و موضع می‌گیرد، چرا که جامعه یا جوی که در آن زندگی می‌کند چنین توقعی از او دارد.

در چنین مواقعی همیشه می‌شود سوالی پرسید: این مرد و یا این سیاستمدار و یا این روزنامه‌نگار یا این هوادار آیا واقعن به آن حادثه علاقه دارد و یا فقط به خاطر ِتوقعی که از او می‌رود واکنش نشان می‌دهد؟ آیا او واقعن چنین حاسیتی دارد و یا این‌که فقط خودش را در جای‌گاهی قرار داده که مجبور است واکنش نشان دهد؟

صدالبته که بدگمانی کار ِدرستی نیست. اما شاید جواب این باشد که خب جامعه شما را "ایکس" نداند، مگر چه می‌شود؟! این است که بی‌طرف بودن یک ویژگی ِمثبت با خودش به همراه دارد: ریای ِکم‌تر. صداقت ِبیش‌تر گاهی این است که نسبت به مسایلی که برای‌مان اهمیت ندارند موضعی نگیریم.

اما ما آدم‌ها گاهی ریا را به صداقت ترجیح می‌دهیم. مثلن فکر می‌کنیم هانیه‌ی توسلی باید برای ِمرگ ِپاشایی پیام ِتسلیت بدهد، حتا به زور ِتوهین و متلک. دیگر این که این مرگ اصلن آیا اوقعن برای ِاو مهم بوده یا نه مهم نیست. بعضی‌هامان گاهی کسانی را که زیر ِبار این توقعات ِساخته‌گی نمی‌روند محکوم می‌کنیم.

 

 

(1)                 این که جامعه کیست و کجاست و این که نظر ِجامعه را چه‌طور می‌شود دانست و جامعه را معیار ِدرستی و نادرستی دانست را اگر فهمیدید به من هم بگویید لطفن.

   


نظرات()  
صدیقه (ایران دخت)
1393/09/14 02:21 ب.ظ
سلام.
منم فیلم رو دوست داشتم، حرفای جالبی داشت در کنار طنزش.
کلی حرف میشه زد در مورد پستتون. برمیگردم و با هم گپ میزنیم در موردش...
مطلب خوبی بود. ممنون
پاسخ فروردین ... : سلام
خیلی خوب بود
درسته. ایشالا
لطف دارین
lili
1393/09/13 09:50 ق.ظ
سلام خیلی دوست دارم با سایت ها و یا وبلاگ هایی شبیه شما تبادل لینک داشته باشم.شاید شما هم خوشتون بیاد کافیه یه سر به من بزنی و تصمیم بگیری
مهرنوش
1393/09/13 09:25 ق.ظ
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
سروناز
1393/09/13 08:25 ق.ظ
سلام. خسته نباشید وبلاگ شما بسیار زیباست
خواهشمندم به سایت من هم سر بزنید
مطالب جدید بذارید و دوست داشتین بنده را لینک کنید
ممنونم ازت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 61 تا 64

فروردین