تبلیغات
فروردین - رسانه‌چی‌ها،من،شما و دیگران
1393/05/25  10:40 ب.ظ    ویرایش: 1393/05/29 10:41 ب.ظ

1

اگر کسی هستید که ویژگی‌هایی مثل ِپرسشگری/انتقاد/تفکر را بر انفعال و دست‌وپا بسته‌گی، و مطیع و رهابودن در مقابل ِرسانه‌ها، ترجیح می‌دهید شاید موافق باشید که یکی از به‌ترین راه‌های ِرفتار با رسانه‌ها این است که دست ِکم به عنوان ِفرد و یک مخاطب، سعی کنیم که در برابر ِرسانه‌های ِرنگارنگ ِاین روزگار منفعل نباشیم و در برابرشان اگر و اما کنیم ؛ جدا از این که دیگر انسان‌ها دوست دارند جلوی ِرسانه‌ها چطور باشند.

نباید مثل ِکسی بود که کنار ِیک آبشار ِدائمی می‌نشیند و هرچه را که جلوی ِروی‌اش می‌ریزند، می‌پذیرد. باید مثل ِماهی‌گیری بود که روی ِدریاچه از میان ِانبوه ِچیزهایی که در دسترس‌‌اش هست، آگاهانه انتخاب می‌کند.

تا آن‌جا‌ که می‌شود باید ابتکار ِعمل و اختیار ِذهن ِمن و شما باید در دست ِخودمان باشد. البته که منظورم بسته بودن به روی ِدنیا نیست. منظور، هشیار بودن و از دست ندادن ِفکر و مسیر ِشخصی است. کسی که در یک رسانه کار می‌کند هم یک انسان ِزمینی‌است؛ انسانی با همه‌ی ویژگی های ِمثبت و منفی ِانسانی. دلیل ندارد که نظر ِآنان را بر خودمان ترجیح دهیم. فردیت و نظرات ِشخصی آن رسانه‌چی همان‌قدر مهم است که نظرات ِمن و شمای ِمخاطب.

2

رسانه‌ها بنگاه‌هایی‌اند(چه خصوصی و چه دولتی) که مدیران و راه‌بردها و کارمندانی دارند. نه بنگاه بودن بد است،نه مدیر بودن و نه راه‌برد داشتن و نه کارمند ِجایی بودن. اما وقت ِطرف‌شدن با با رسانه‌های ِصوتی و تصویری و مجازی ، نباید این‌ ویژگی‌ها را فراموش کرد. سران ِهیچ رسانه‌ای عقل ِکل و خیرخواه ِمطلق نیستند (همان‌طور که نمی‌توان گفت نادان و بدخواه ِمطلق هستند). چرا که یک رسانه الزامن یک بنگاه ِخیریه نیست(هرچند که می‌تواند خیریه باشد). هر رسانه‌ای بنا بر راهبردها(سیاست‌ها)یش سوژه‌ها/تحلیل‌ها/اخبار/مقاله‌هایش را انتخاب می‌کند. جدای ِاز این‌که آن رسانه به سلیقه من و شما نزدیک باشند یا دور.

به نظرم نباید هیچ وقت متکی به یک یا چند رسانه‌ی انگشت‌شمار شد. کاملا طبیعی است که یک رسانه برخی موضوعات را ،آگاهانه یا ناآگاهانه، نادیده/دست ِکم بگیرد و برخی را بزرگ‌نمایی کند. وابسته‌گی ِکامل به یک یا چند رسانه‌ی هم‌سو، ذهن ِ من و شمای ِمخاطب را کانالیزه می‌کند. یعنی رسانه‌چی‌ها از میان ِهمه‌ی خبرها و تحلیل‌هایی که توسط ِانسان‌های روی ِکره‌ی زمین تولید شده، تنها بعضی را انتخاب و به مخاطب ارائه می‌کنند و بقیه را وا می‌گذارند. مخاطبی که تنها از یک یا چند رسانه‌ی انگشت‌شمار خوراک ِفکری می‌گیرد، به سادگی، ذهنی تک‌بعدی و سطحی پیدا می‌کند مثل ِیک آدم ِتک‌چشم که همه‌ی صحنه‌ی روبه‌رویش را نمی‌بیند. چنین مخاطبی، خودش را، با دستان ِخودش، از بسیاری دیگر از مطالب محروم و بیگانه کرده  ودنباله‌روی ِذهن‌های ِدیگری کرده که خارج از سر ِخودش کار می‌کنند.

توطئه‌ای در کار نیست. ویژگی ِرسانه‌ها این است. کار ِرسانه‌چی‌ها این است که بگویند مصلحت ِآن‌ها ،نیاز و خواسته‌ی من و شماست. شنونده باید عاقل‌تر باشد.

 

3

سیاست و ورزش گاهی اهمیتی بیشتر از فرهنگ‌ و هنر و علوم ِانسانی و تجربی و فلسفه  پیدا کرده‌اند. این الزامن بد نیست ولی می‌تواند باشد. گاهی خبرهای ِعلمی و هنری و در کل، مطالب ِغیر ِسیاسی و غیر ِورزشی را نادیده می گیریم، یا فقط به دنبال ِمطالب ِسیاست و ورزشی می‌گردیم؛ البته بعضی‌ها.

چند درصد از مردم هنگامی که جلوی ِپیشخوان ِدکه‌های ِروزنامه‌فروشی می‌ایستند، برای ِخواندن ِتیترها جلوی ِ روزنامه‌ی سلامت یا روزنامه‌های ِاقتصادی جمع می‌شوند چند درصد جلوی ِروزنامه‌های ِسیاسی ؟ بعضی‌هامان نمی‌دانیم که مجله‌هایی مثل ِمجله‌ی نجوم یا مجله‌ی اطلاعات ِعلمی هم وجود دارند.

 

4

گاهی فقط چیزهایی از سینما و موسیقی و دانشگاه و دین و محیط ِزیست و ورزش و علم ووو به چشم ِو گوش ِما می‌رسد که رسانه‌چی‌های ِسیاسی‌نویس ِسایت‌ها آن‌ها را انتخاب کرده باشند و به گوش ِما رسانده باشند. یعنی گاهی موضوعاتی که به تنهایی ،هیچ کم از اهمیت ِسیاست ندارند را هم از چشم ِسیاست می‌بینیم.

 با مدیریت ِسایت‌ها کاری ندارم. اما من و شمای ِمخاطب که اختیار ِخودمان را داریم دست ِکم در چاردیواری ِذهن ِخودمان می‌توانیم برای ِموضوعات ِدیگری هم اهمیت قائل باشیم. نسخه نمی‌پیچم که همه باید مثل ِمن باشند و اقتصاد و فرهنگ و هنر و جامعه ووو را از سیاست مهم‌تر بدانند، اما دست ِکم می‌توانم پیش‌نهاد کنم که نباید اهمیت ِموضوعات ِغیر ِسیاسی و غیر ِورزشی را صفر در نظر گرفت. تعریفی از سیاست که به چشم دیده‌ایم یعنی مشاجرات و منافع ِسیاست‌مداران.

نباید فراموش کرد که این سیاست است که باید زیر ِذره‌بین ِعلم و هنر و فرهنگ و علوم ِتجربی و انسانی و اخلاق و فلسفه باشد.بر خلاف ِ آن‌چه که عمل ِ سیاست‌مداران ِسرزمین ِما نشان می‌دهد.


* لازم است که بگویم "چی" در رسانه‌چی پسوندی است که معنای ِشغل و پیشه را می‌رساند و طبیعتن معنی ِمنفی‌ای ندارد..اژه‌ی "رسانه‌چی‌ها" را بر"اصحاب ِرسانه" ترجیح دادم.همین.

   


نظرات()  
How did the Achilles tendon get it's name?
1396/06/26 05:59 ب.ظ
Very shortly this site will be famous among all blogging visitors, due to it's
fastidious content
foot pain on top of foot
1396/04/4 02:31 ب.ظ
What's up i am kavin, its my first occasion to commenting anyplace,
when i read this post i thought i could also
create comment due to this brilliant paragraph.
http://shawanabuchenau.hatenablog.com/entry/2015/06/22/191210
1396/02/30 08:46 ق.ظ
Aw, this was an incredibly nice post. Taking the time and actual effort to produce a superb article…
but what can I say… I put things off a whole lot and don't
manage to get nearly anything done.
BHW
1396/02/2 09:46 ب.ظ
If you wish for to take a good deal from this post then you have to apply such techniques to your won website.
آبجی صبا
1393/06/23 11:01 ق.ظ
سلام . قسمت اول رو مطالعه كردم و كاملا" موافقم
پاسخ فروردین ... : درود بر شما
خوشحال‌ام که خوندین‌اش
آمد
1393/06/12 08:43 ب.ظ
در مورد قسمت یک پستت باید بگم دقیقن باید هممون اون ماهیگیره باشیم اما در مورد قسمتهای بعدی نوشته باید بگم که رسانه همیشه بصورت خاص تولیدی داره یعنی هرکس که در آنجا مدیریت دارد ناخواسته یا خواسته سلیقه خود در برنامه ها دخیل میشود و این در همه جای دنیا صدق دارد اما به قول تو باید بیننده خودش عاقل باشه تا سر رو از ناسره تشخیص بده .در مورد روزنامه باید بگم که حیف پول و کاغذ که خرج این به اصطلاح روزنامه میشه .
پاسخ فروردین ... : واقعن هم شنونده و بیننده باید عاقل باشه
منم اهل ِروزنامه نیستم
یکتا...
1393/06/12 07:23 ق.ظ

پاسخ فروردین ... :
فرزانه
1393/06/4 08:49 ق.ظ
سلام
رسانه ها ابزار باز نمایی اند. و باز نمایی هر قدر هم قرین به واقعیت هرگز نمی تواند تمام واقعیت را بگوید. گزینش بخشی از واقعیت توسط رسانه صورت می گیرد. چالش اینجاست که گزینش کدام بخش ؟ این را دیگر قدرت های حاکم بر جامعه تعیین می کنند.
ولی دانستن و آگاهی به این فرایند تا حد زیادی از انقیاد ذهن می کاهد و باعث می شود به قول شما فقط واکنشی نباشیم و محصولات رسانه ای ارائه شده را اقلا خلاقانه مصرف کنیم.
پاسخ فروردین ... : سلام
البته خود ِرسانه هم مایه‌ی قدرت است. نه؟
و به نظرم انتخابگری ِبخشی از واقعیت جزو ِطبیعت ِرسانه است. یعنی من رسانه‌ای را نمیشناسم که توانسته باشه همه‌ی واقعیت را نشان داده باشه
درسته. باید سعی کنیم بهتر از رسانه ها استفاده کنیم.
موفق باشین
احمدرضا
1393/06/3 08:20 ب.ظ
سلام
خوشحال میشم از وبلاگ منم بازدید کنید
نظز سنجی فراموش نشه
پاسخ فروردین ... : سلام
موفق باشین
فروود
1393/06/2 08:26 ق.ظ
سلام
دوست گرانقدر با فضیلت.
هرکه را افزون خبر جانش فزون
اصل انسانها هستند و پرورش مراتب انسانی و افزایش علم وآگاهی های فردی در جهت خدمت به جامعه ای انسانی خارج ار هر محدویت و انحصاری.
بنده قابل نیستم.سپاس از لطف شما که لینک فرمودید.
پاسخ فروردین ... : سلام
بله همینطوره واقعن
لطف دارین.ازون موقع که مطلبی درباره‌ی دکتر میرهادی گذاشتین،لینک‌تون کردم
موففق باشین
شبنم.ن
1393/05/31 04:50 ب.ظ
درود
سپاس از لطف شما و اینکه لینک کردین.
در پناه ایزد مهربان
پاسخ فروردین ... : درود
موفق باشین
صفورا
1393/05/29 11:31 ق.ظ
سلام
خوبی
خواستم جویای حالت باشم
پاسخ فروردین ... : درود بر شما
ممنونم
پاینده باشین
مرتضی
1393/05/27 10:00 ب.ظ
متاسفانه همون استراتژی حکومت بر مردم از طریق ناآگاه نگه داشتن اون‌ها که از سوی امپریالیسم دنبال میشه دکترین خیلی از مسئولین ما رو هم تشکیل میده.
پاسخ فروردین ... : هم رسانه‌های ِدولتی و هم خصوصی و هم خصولتی می‌تونن چنین کاری بکنن.حرف‌تون درسته. اما من منظورم بیشتر، خود ِمن و شماییم. اختیار ِمسئولین که دست ِمن و شما نیست. مسئله این است که من و شما با رسانه‌ها باید چطور رفتار کنیم.

ممنون از حضورتون
مرتضی
1393/05/27 02:59 ب.ظ
سلام. حقاً حق مطلب رو ادا کردید. مدتیه که دنبال خوندن یا نوشتن مطلبی در این مورد بودم. خیلی متشکرم. رسانه‌چی هم واقعا مناسب‌ترین واژه‌ست برای این صنف.
دغدغه نویسنده‌ی این مطلب همون چیزیه که که امروز باید مسئولین فرهنگی داشته باشن. چون توجه به این موضوع می‌تونه برای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی راه‌های جدیدی باز کنه اما افسوس که با منافع خیلی از افراد تاثیرگذار در نظام تناقض داره. افرادی که برای حل مشکلات همیشه غیرهوشمندانه‌ترین و غیرفرهنگی‌ترین راه‌ها رو انتخاب می‌کنن. چرا که هر راه‌حلی که از مسیر آگاهی و آزادی بگذره، منافع نظام(بخوانید منافع برخی "آقایون" نظام) رو به خطر می‌ندازه. پس فرق ما با امریکا چیه؟ مایی که بر اساس آرمان‌هایی انقلاب کردیم که با مشی و منش استکبار غرب و شرق در تضاده، پس چرا داریم همون مسیر رو میریم؟ به قول دخان چی ما خودمون آمریکاییم، یک آمریکای درجه 3!
مسئولین هیچ وقت در صدد ریشه‌یابی فلسفی و حل مشکلات به روش اصولی و ریشه‌ای نیستن. مهمترین دلیلش به نظرم همون ناسازگاری با منافعه، اما دلایل دیگه‌ای هم وجود داره. از جمله بیسوادی فراگیر منجر به سطحی‌نگری، «لرزان»! بودن، و رکود و بی‌آرمانی.
یک پزشک درست یک روز بعد از شما، مطلبی منتشر کرده که اولش فکر کردم الهام‌بخش شما بوده:
http://1pezeshk.com/archives/2014/08/drowning-in-a-sea-of-irrelevance.html
و آوینی هم بیست سال پیش:
http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/Bashardarentezarfarda.aspx
...
به نظرم یه وقتایی باید گریزی زد دید اون بیرون چه خبره. گاهی خارج از دنیایی که برای خودمون ساختیم مفاهیم و معانی جدیدی پیدا می‌کنیم که دنیای ما رو چنان بزرگ می‌کنه که نیمه عمر طی شده‌مون رو بر فنا رفته می‌بینیم.
گاهی بی‌هدف روی لینکدونی وبلاگ‌ها کلیک می‌کنم و سری به دنیای دیگران می‌کشم، دیگرانی که نمی‌شناسم...
پاسخ فروردین ... : درود ممنونم از لطف‌تون.دغدغه‌هاتون درسته. اما راه‌اش الزامن مسئولین ِفرهنگی نیستن به نظرم.

دولت یک نهاد سیاسیه که توسط ِافرادی اداره می‌شه که نماینده‌ی گروه‌های ِسیاسی اند.افراد/ گروه‌هایی که در بهترین حالت در یک رقابت ِدموکراتیک برگزیده می‌شوند. در همه جای ِدنیا دولت ها اینطوری هستند. چنین نهادی اصلن نمی‌تونه بی‌طرف باشه و نقش ِیک نهاد ِخیریه را بازی کنه .پس شاید به‌تر باشد خیلی به دولت‌ها امیدوار نباشیم. و بیش‌ار به نقش ِشهرواندان فکر کنیم.

مفهوم ِدولت،به معنای ِکلی ِکلمه، منظورم است؛ روی ِحرفم با دولت ِخاصی نیست.می‌بینید که منافع ِسیاسی جزء ِجدانشدنی ِدولت است.شاید به‌تر باشه به جای ِاین که دست ِدولت را به این زمینه‌ها بکشانیم،فکر کنیم که چطور می‌شه اختیارات ِدولت را محدودتر و قانون‌مندتر کرد.
اما البته که دولت ها میتوانند کارآمدتر بشن.

ممنونم از لینک‌ها

شاید بدترین نوع ِرسانه،رسانه‌های ِدولتی باشن. چون مثل ِیک انحصار ِدولتی عمل می‌کنن. هیچ‌کدام از ثروتمندان ِیک کشورف به اندازه‌ی ثروت ِحاکمیت‌شان پول ندارند. به عبارت ِبه‌تر،یک انحصارگر ِبخش ِخصوصی حداکثر یک یا چند بازار را می‌تونه در احتیار ِخودش بگیره، اما دولت‌ها اختیار ِتمام ِکشور را دارن و از حمایت ِدادگستری و قانون و قوه‌ی قهریه هم برخوردارن و بودجه‌ی زیادی در اختیار دارن.

رسانه هم یک بازار است.نمی‌دونم که درباره‌ی دخالت ِدولت توی اقتصاد چه نظری دارین اما به نظر ِمن، دخالت ِدولت در رسانه‌ها نتیجه‌ای بهتر از دخالت ِدولت در اقتصاد نداره. این یه موقعیت ِفرضی نیست. موقعیتیه که با چشم در حال ِدیدن و لمس کردن‌اش هستیم.

به نظرم مسئولین ِفرهنگی در به‌ترین حالت باید پایشان را از زندگی ِمردم بیرون کنن. به شعور و عقل ِمردم احترام بذارن. از انحصارات ِدولتی روی ِفرهنگ کم کنن.
باید به دولت‌مردان از قول ِسعدی گفت که: مرا به خیر ِتو امید نیست! شر مرسان!

بازم ممنونم از لطف و حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

فروردین