تبلیغات
فروردین - خلق را تقلیدشان بر باد داد
1393/03/19  04:48 ب.ظ    ویرایش: 1393/06/21 02:52 ب.ظ


1 از این‌ها که بگذریم...

کاملن احتمال دارد که در ذهنمان موضوعی را بدیهی بدانیم ولی در عمل، همان موضوع ِبدیهی را نقض کنیم. شاید عجیب باشد ولی الزامن از دانسته‌هایمان را در زندگی‌ استفاده نمی کنیم. همیشه آن‌طور که باید، زندگی نمی‌کنیم.

می توان راحت از موضوعاتی مثل این‌که برخی از آدم ها از برخی دیگر،در برخی مسائل سررشته ی بیشتری دارند گذشت؛و از این که برای ِبهبود کارها باید به کارشناس رجوع کرد. برخی از برخی دیگر باسوادتر و بامهارت‌ترند و این اصلن توهین آمیز نیست. هیچکس همه چیز را نمی داند. همه چیز را همگان دانند. شاید این هم روشن باشد که کارشناس بودن را باید یک مفهوم نسبی فرض کرد (و نه مطلق). هر کسی می تواند در موضوعی از دیگران بااطلاع‌تر باشد(یا نباشد)و در بسیاری از مسائل محتاج به مهارت و دانش ِدیگران باشد(یا نباشد) و این طبیعتن موضوع عجیبی نیست. در طول زندگی مان به مسائل ِفنی/فردی/روانی/اجتماعی/اقتصادی/فرهنگی/ووو گوناگونی بر می خوریم که در آن موضوعات سررشته ای نداریم و یا حداکثر اطلاعات ِعمومی داریم. از تعمیر اتوموبیل و مراجعه به یک مشاور املاک و پزشک گرفته تا مراجعه به کتاب‌های نویسنده‌هایی که متخصص شیمی و تاریخ و عرفان و دین اند. از یک استاد اقتصاددانان و فیزیک دان و یک تعمیرکار کامپیوتر و مجتهد گرفته تا پرسیدن از کسی که جاده های شمال یا اصفهان را بهتر از شما گشته است ووو .

 

2

 اما این تنها یک‌طرف ِقضیه است. در برابر یک کارشناس باید چه کرد؟ آیا باید در برابر کارشناس دست و پا بسته بود؟

چه دلیلی دارد که یک فرد عقل‌اش را کاملا در اختیار فردی دیگر بگذارد. و برعکس، به چه دلیلی یک فرد باید خودش را عقل ِکل فرض کند و  دیگران را ملزم به پیروی از خودش بداند؟ درست است که همه ی ما خیاط نیستیم، اما این را می فهمیم که لباسی که برایمان دوخته اند،برازنده و اندازه ی تن ِما هست یا نه. همه‌ی ما آشپز نیستیم اما فرق ِغذای ِشور و بی‌نمک را می دانیم.

اگر از یک کارشناس پرس‌و‌جویی می‌شود باید بتواند مخاطب‌اش را توجیح کند و توضیح دهد که حرف‌اش منطقی‌تر و درست‌تر از دیگران است. حرف ِاو باید آن‌قدر عُقلایی باشد که بتواند حس ِمتقاعد شدن را در مخاطب ایجاد کند تا مخاطب‌اش بپذیرد که رای ِپیشنهادی‌اش را قبول کند. و یا دستِ‌کم رای‌اش آین‌قدر قابل اعتماد باشد تا مخاطب آن نظر را کنار ِنظرات ِعقلایی و قابل اعتماد ِدیگر گذاشت.او نباید فراموش کند که تنها می تواند به دیگران پیش‌نهد دهد. حتا اگر کسی می خواهد مُرید ِاو شود، آیا او باید بپذیرد؟

همیشه و در همه ی جوامع ، کم و بیش،افراد کاربلد و بامهارت (و به قولی عُقلای ِقوم) وجود داشته اند. ما در جامعه‌ای زندگی می کنیم که 80% مردم باسواد‌اند و خوشبختانه دیگر دوره ای نیست که تنها افراد انگشت شماری باسواد باشند. در دوران ِگذشته شاید یک فرد ِباسواد حُکم ِمُرشد را پیدا می کرد. با شرایط ِفعلی،آیا خود‌حق‌پندار بودن یک فرد در زمینه ی کاری اش ،می‌تواند منطقی باشد؟ آیا او می تواند فرض کند که دیگران باید از او حرف شنوی داشته باشند؟ آیا او حق دارد که دیگران را زیر ِدست ِخودش فرض کند و به آن‌ها دسنور بدهد؟

همان طور که این ایده که یک لیسانسه‌ی رشته‌ی اقتصاد نیازی به پزشک ندارد عجیب است، این ایده هم عجیب است که گفته شود مردمی که هوادار ِنظرات ِفلان اقتصاددان‌اند، برای حل ِمسائل پزشکی یا سیاسی و هنری‌شان هم باید سراغ ِهمان اقتصاددان بروند. البته هیچ اشکالی ندارد که یک اقتصاددان،کارشناس ِعلوم، هنر، ورزش ووو باشد،اما هیچ‌کس با اقتصاددان شدن،پزشک هم نمی‌شود. او با اقتصاددان شدن،در همه چیز کارشناس نمی‌شود. و همین طور درباره‌ی دیگرانی که در دین و فرهنگ و هنر و فلسفه و مهارت‌های فنی و علوم تجربی و اجتماعی ووو کار می‌کنند.گاهی فراموش‌مان می‌شودکه تخصص‌ها و مهارت‌ها حد و حدودی دارند. اگر کسی در زمینه ای کاربلد،و حتا کاربلدترین به شمار رفت (مثلن در فوتبال) الزامن در موضوعی دیگر کاربلد نیست (مثلن تعمیر اتوموبیل) (1).

 

3 خودتان هستید و خودتان

هیچ لزومی برای ِوارد شدن به یک رابطه‌ی راه ِمُرید و مرادی نیست. لازم نیست دنبال ِانسان های ِبی خطا و همه‌چیز‌دان گشت؛ کسی که در همه چیز و همه جا روی ِنظرش بتوان حساب کرد. اگر چنین کسی وجود داشت،بی‌شک انسان ِجالبی می بود. اما می بینیم که چنین کسی وجود ندارد. می توان گشاده‌نظرانه‌تر رفتار کرد. اگر موضوعی آن‌قدر برای ِکسی مهم است، پس ارزش‌ تحقیق کردن را هم دارد.تحقیق کردن آن چنان که فکر می کنیم کاری محال و سخت نیست (هرچند که می تواند همین طور باشد). تحقیق کردن را می‌شود گاهی به پُرس‌وجو کردن تعبیر کرد،گاهی مراجعه به یک مشاور،گاهی به کتاب و مقاله خواندن،گاهی هم تلفن و ای‌میل زدن به یک دوست ووو. کافی است درباره‌ی برخی مسائل بتوان اطلاعات بیشتری جمع آوری کرد. کافی است که به خودمان بیشتر اعتماد کنیم هرکس صلاح ِخودش را بهتر از دیگران می داند. هیچ‌کس دل‌سوزتر از ما نسبت به ما نیست. همان‌طور که برای ِزندگی ِما ، هیچ قاضی‌ای بهتر از خود ِما نیست.

به نظرم هیچ دلیل ِقابل دفاعی وجود ندارد که در هر موضوعی باید خود را در دستان یک کارشناس رها کرد. البته که باید مشورت و تحقیق کرد،اما تصمیم گیرنده بودن را نباید به دیگران واگذار کرد. اگر بگویید که این روش دوم،زمان‌بر است باید بگویم که بله! هست. حوصله بر هم هست. اما چرا باید در تصمیم گیری عجله کرد. مگر ما همیشه در موقعیت اورژانسی هستیم. چرا باید همیشه توقع داشته باشیم که کسی پیدا شود تا از بشود از او دنبالهروی  کرد؟

در ضمن این را هم نباید فراموش کرد که کارشناس ها،از دل ِمادرشان کارشناس به دنیا نیامده اند. آن ها به مرور و با مهارت آموزی و خواندن و شاگردی کردن و شنیدن و دیدن و تجربه کردن ووو کاربلد شده اند. من و شما هم می توانیم چنین کنیم و اطلاعات ِبیشتری از موضوعات و مسائلی که به آن ها نیازداریم پیدا کنیم.به مرور در برخی مسائل متخصص‌تر می‌شویم. همان طور که در بسیاری موارد در زندگی مان همین کار را می کنیم.

فکر نمی کنم با پیش‌داروی بشود تصمیم گرفت که مثلن یک مشاور مسکن یا پزشک در میان ِهمکارانش بهترین کارشناس در آن موضوع است و بهتر از او پیدا نخواهد شد.  همین‌طور درباره هر موضوعی که به زندگی ِمن و شما مربوط است.باید از دیگران پُرس‌و‌جو کرد ،اما نباید اختیار ِکار را دست ِدیگران داد.

تفاوت سلیقه‌ی شخصی و نظر ِکارشناسی هم باشد برای ِبعد.

 

(1)   هرچند متاسفانه برخی از مردم چنین برداشتی از روحانون دارند. البته باید توجه داشت که زمانی دین و زمانی ِدیگر،دین شامل تمام ِدانش ِبشری می‌شد. مثلا فیلسوف به معنای ِدوست‌دار دانش است. یعنی وقتی کسی به عنوان فیلسوف شناخته می شد،در همه ی علوم ِشناخته شده ی زمان ِخودش متخصص بود. با گسترش ِعلوم دیگر چنین وضعیتی وجود ندارد.

   


نظرات()  
آبجی صبا
1393/04/17 08:05 ب.ظ
سلام . مرسی از حضورتون .
ایام به كام
پاسخ فروردین ... : درود بر شما
هم چنین
شاد باشین
هادی
1393/04/8 12:07 ب.ظ
سلام
ممنونم از حضورتون
پاسخ فروردین ... : درود
هم چنین
مرسی از بودنتون
hadis
1393/04/8 12:22 ق.ظ
سلام
رمضان ماه میهمانی خدا مبارک
التماس دعا
پاسخ فروردین ... : درود
التماس دعا
شاد باشین
آبجی صبا
1393/03/31 11:50 ب.ظ
سلام
نگاه زیبای خداوند را برای شما آرزومندم، چون با نگاهش از هر نگاهی بی نیازید
شاد باشید
پاسخ فروردین ... : سلام
ممنونم
ممنونم از دعای قشنگتون :)
برقرار باشین
مجید
1393/03/30 10:30 ب.ظ
هیچ دقت کردی ما خواسته هایی رو دنبال می کنیم که با خواسته های بقیه فرق داره، سلایقمون با دیگران متفاوت و بلکه متضاده...
خلاصه، مطلبی که نوشتینصفی از مطلبه
بعد از تفکر و استفاده از دانسته ها، حالا باید به دل رجوع کرد و دید واقعا چی میخواهیم
و بعد دوباره تفکر راجع به خواسته های واقعی وبرنامه ریزی در موردشون
پاسخ فروردین ... : درسته
معیارها،ارزشگذاری هاو استانداردهامون هم با هم فرق داره و البته هدف ِزندگی هامون.

موفق باشین
مینا ... مریم
1393/03/29 11:23 ق.ظ


ممنونم از حضورت
پاسخ فروردین ... :
سادات بانو
1393/03/29 12:01 ق.ظ
سلام
ممنون از این که تشریف اوردین
پاسخ فروردین ... : سلام
هم چنین ممنون از شما
محمد ح
1393/03/26 07:17 ب.ظ
سلام
بله؛ ما قاضی خوبی می توانیم باشیم البته با تحقیق و همانطور که بیان کردید بامراجعه به دوست، کتاب و یا یک تلفن به کسی که نسبتاً به او اطمینان داریم. عقل هم که جای خودش را دارد و با خساراتی که گاه از این و آنی که به واسطه کاربلد بودن او دیدم به این نتیجه رسیدم حداقل در کارهای بزرگ و پرهزینه نباید حرف یکی را گوش داد.
پاسخ فروردین ... : سلام از ماست :)
درسته. اگر کسی انتخاب ِبدی کرده باشد،حداقل می تواند بگوید که از ماست که برماست. ولی وقتی بنارا بر حرف ِدیگران بگذارد، شاید مدام خودش و آن دیگری را سرزنش کند که چرا؟
یک لیلی
1393/03/25 09:04 ب.ظ
سلام بر شما. استفاده کردم. موفق باشید.
پاسخ فروردین ... : درود بر شما
مرسی از حضورتون
1393/03/25 03:31 ق.ظ
پاسخ فروردین ... :
یکتا...
1393/03/24 05:30 ب.ظ


پاسخ فروردین ... :
ارسال ایمیل تبلیغاتی
1393/03/23 09:17 ب.ظ
سلام مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود . خوشحال میشم منو با نام ""ارسال ایمیل تبلیغاتی"" و آدرس http://email3.ir لینک کنی . بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
آرمان نگار
1393/03/23 09:15 ب.ظ
سلام
بله باید انتخاب کرد، همان انتخاب عاقلانه است نه تقلید. بر انتقاد انتقاد وارد است.
پاسخ فروردین ... : سلام
بله درسته
محمد
1393/03/23 02:17 ب.ظ
آدرس درست وبلاگ من که در نظر قبلی اشتباه وارد شد.
پاسخ فروردین ... : ممنونم :)
محمد
1393/03/23 02:15 ب.ظ
نمی دانم چه سن و سال یا چه سوادی داری..... اما جدای از این که چنین تفکری را به طور کلی مثبت می دانم، می تواند خطراتی هم داشته باشد؛ تقلید محض در هر امری راه درستی نیست، اما الگو و نمونه داشتن بسیار شایسته است. همان طور که نوشتی می توان شنید - منصفانه البته باید شنید- و بعد خردمندانه برگزید. علم و دانش یکی است و شاخه هایش فقط اطلاعاتی گوناگون و پراکنده اند.... هنوز متفکران و دانشمندان حال زمان از دانش های جمع آوری شده گذشتگان بهره می برند و هنوز بسیاری از رموز همان گذشتگان رمز و راز مانده است و هنوز گاه همان بهترین نسخه باقی مانده هست. البته که جز جاهلان همه فن حریف نیستند، اما گاه تخصص حربه دانش هست برای نزدیک نشدن به علم و دانش.
پایدار باشید.
پاسخ فروردین ... : سلام
درسته. ""الگو و نمونه"" را هم باید انتخاب کرد.نه؟
از دانش ِگذشتگان باید بهره برد؛اما با دید ِانتقادی.آن ها هم انسان هایی بوده اند مثل ِمن و شما؛با این تفاوت که در گذشته زندگی می کرده اند.
البته درست میگیدو نباید دچار غرور شد
مرسی از حضورتون
بازی آنلاین
1393/03/19 06:34 ب.ظ
سلام. وبلاگت خوبه ولی سعی کن یک قالب اختصاصی واسش طراحی کنی.اگه کارت شارژ مجانی هم خواستی یه سر به سایت من بزن. اگه تمایل داشتی منو با عنوان بازی لینک کن. ممنونم
پاسخ فروردین ... : سلام
بله؟! :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فروردین